اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
497
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
فرستاد و دستور داد تا مال آنان را [ 1 ] مطالبه كند ، پس او را سوار كرده به خانه اش برد و از آن مالى عظيم در آورد و سپس تبعيد شد . راشد بن اسحاق درباره وى گفته است : يكفيك من غير الأيام ما صنعت حوادث الدهر بالفضل بن مروان « تو را كفايت است از سختيها و بلاهاى زمانه ، همانچه پيشامدهاى روزگار با فضل بن مروان كرد » . معتصم ( در مسئله ) خلق قرآن ، احمد بن حنبل را امتحان كرد ، احمد گفت : من مردى هستم كه دانشى تحصيل كردهام و در علم خود اين را ندانستهام . پس براى ( مناظره با ) وى فقها را حاضر نمود و احمد با عبد الرحمان بن اسحاق و جز او مناظره كرد و از اينكه بگويد : قرآن مخلوق است ، امتناع ورزيد و چندين تازيانه بر او زدند ، پس اسحاق بن ابراهيم گفت : اى امير المؤمنين مناظره با وى را به من واگذار . گفت : با وى مناظره كن . پس اسحاق گفت : اين دانشى كه دارى ، فرشته اى آن را بر تو نازل كرده يا آن را از رجال آموخته اى ؟ گفت : بلكه آن را از رجال آموختهام . گفت : اندك اندك ، يا به يك بار ؟ گفت : اندك اندك آن را آموختهام . گفت : چيزى مانده است كه هنوز ندانسته باشى ؟ گفت : آرى مانده است . گفت : پس همين مسئله از آن چيزهايى است كه ندانسته اى و اكنون امير المؤمنين آن را به تو مىآموزد . گفت : من هم بقول امير المؤمنين قائلم . گفت : در ( مسئله ) خلق قرآن ؟ گفت : آرى در ( مسئله ) خلق قرآن . پس بر وى گواه گرفت و او را خلعت بخشيد و به خانه اش فرستاد . معتصم در نيمه ذى القعده سال 220 رهسپار قاطول [ 2 ] شد و گرداگرد جاى شهرى كه بنا كرد خط بركشيد ( و حدود آن را معين كرد ) و بمردم زمينها بخشيد
--> [ 1 ] ظ : مال وى را . [ 2 ] نهرى بوده در جاى سامره پيش از بناى شهر كه رشيد آن را حفر كرده بود .